
دستش را در بیمارستان گچ گرفته بودند.
چند روزی به جهرم آمد
و استراحت کرد.
هنوز به گردنش آویزان بود. میخواست به جبهه برگردد.
از او پرسیدم:«شما چطور میخواهی به جبهه بروی؟»
ابراهیم در جوابم گفت:
«باید دشمن را با چنگ و دندان نابود کرد.
دستِ دیگر که دارم؛ با آن سلاح میگیرم.»
او با همان وضعیت به جبهه بازگشت.

برچسب: نویسنده: سینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 8:14

امام جواد (علیه السلام):
در زندگی، صبر را تكیه گاه خود،
فقر و تنگ دستی را همنشین خود قرار بده
و با هواهای نفسانی مخالفت كن.
و بدان كه هیچگاه از دیدگاه خداوند پنهان و مخفی نخواهی ماند،
پس مواظب باش كه
در چه حالتی خواهی بود.

برچسب: نویسنده: سینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 8:14

حمیدرضا به اهل خونه گفت:بیایید قبل از رفتن عکس یادگاری بگیریم.
با بچه ها نشستیم گفت: کو روسریت.
گفتم:نامحرمی نیست.
گفت: اونی که میخواد عکس رو ظاهر کنه نامحرمی...

برچسب: نویسنده: سینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 8:14

خیلی فعال بود
تابستانها یخچالسازی کار می کرد

برچسب: نویسنده: سینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 8:14


نگهداری بچه
برچسب: نویسنده: سینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 8:14

آجرهای توی کوچه. ..
آجرهایی که سد معبر شدند
✨روایتی از #شهید_عصرعاشورا_حمیدرضا_یثربی
#بی_تفاوت_نبود

برچسب: نویسنده: سینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 8:14


برچسب: نویسنده: سینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 8:14